شعاع بیکران تنهایی خود وسط یه مشت کتاب و فیلم و دست نوشته هام یورتمه میرفتم.
وقتی کرونا اومد و همه شهر به تکاپو و بهداشت و حفظ فواصل اجتماعی افتادن ، من بیخیال و مثل شاگردی که تمام سال درسش را خوانده و شب امتحان ترسی نداره راحت به زندگیم ادامه دادم. یاد نصیحت همیشگی پدرم افتادم که میگه سعی کن با فیلمی که میخواهی بسازی تو روی اجتماع تاثیر بزاری نه اجتماع روی تو ! گمونم ناخودآگاه این سناریویی زندگی من با میزانسن کلمات از پیشم عملی شده و بهداشت و ماسک و ژل ضدعفونی و تنهایی و دوری از آدم ها رو، به شهر که چه عرض کنم به همه ی دنیا تاثیر گذاشتم ...