دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

۱۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهنام نجم الدین» ثبت شده است

گرد و خاک تنش را تکاند

و در سکوت

صدا کرد مرا ،

چه کسی کوبه را بیدار نمود ؟

میگشایم در را ،

کسی نیست

جزء.........


بهنام نجم الدین



حکایت کن ،

از واژه هایی که

در خواب

از من ربودی


بهنام نجم الدین

گزارش قتل شعر :

شاعر قاتل است

و مقتول

چند خط شعر !

حُکمِ شاعربود

اعدام واژه ها !

مکان اجرای حکم را

لا به لای موهای سیاه

و زمان اعدام

غروب عشق بود


بهنام نجم الدین


سگی گوسفندی را خورد !

چوپان ،

سنگسار می کند ،

گرگ خسته را...... !


بهنام نجم الدین