دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

بی عیب و نقص بودن تنها یک توهم است

 در این زمانه که کور سکوت از لال می دزد
قلبم پر از درد می شود
و چشمانم
 فریادی میکشند از جنس اشک
 آری ،
این چنین شد که پنداشتم
انسان مرده است
و مردگانی که صبح تا شام
در پی کشتن یکدیگر می تازند

به سویت

با پای برهنه
تا نگویند
ریگ در کفشم هست

--------
بهنام نجم الدین

الله اکبر .
از خواب برخواستم با صدای تکبیر نماز پدرم .
مادرم سوی سماورش را کم می کند و ساعت دیواری وقت قرارم را تلنگر
می زند. چه زود دیر شد. باید هرچه سریعتر بروم .
قلم و دفتر ،
قرصی نان ،
و فانوسم را بر می دارم ، نه شب می رود و نه صبح می آید ، گرگ و میشی هوای سرد امروز،