دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

بعضی از مطالب از من نمی باشدو چون تعداد پست ها زیاد می باشد پس به مرور نام نویسنده اصلی هر مطلب را درج خواهم نمود.

طبقه بندی موضوعی

۱۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهنام نجم الدین» ثبت شده است

یادداشتی در باب رادیکال آوانگاردیسم و مساله‌ی تکنیک سینمایی

اگر از عناصر زیبایی شناسی سینما، سه عنصر اساسی را که مختص به سینماست جدا کنیم، این سه عنصر بدون شک شامل تدوین، حرکت دوربین و قاب بندی می‌شود. در مرحله بعد اِلمان‌های نیمه‌سینمایی را داریم که خود شامل طراحی صحنه (مشترک با تئاتر، پیتر وولن در نظریاتش در باب نظریه‌ی مولف، یکی از اصول اساسی این دیدگاه را مساله‌ی صحنه‌آرایی مولف می داند)، نوع روایت (مشترک با ادبیات) و بازیگری(مشترک با تئاتر) است

 منظور من در این یادداشت از تکنیک و تکنیک‌گرایی بدون شک چیزی غیر از فرمالیسم، ساختار و محتواست. منظور استفاده از ابزار تکنیکی سینماست.

آرای نظریه‌پرداز آلمانی درباره‌ی سینما

زیگفریدکراکائر، روزنامه‌نگار، جامعه‌شناس، منتقد فرهنگ و نظریه‌پرداز تاریخ و هنر، سال1889در یک خانواده یهودی در فرانکفورت آلمان به دنیا آمد. تحصیلات خود را از سال 1907 در رشته معماری آغاز کرد و  سال 1914 با درجه دکترای معماری فارغ‌التحصیل شد.او بعد از چندین سال فعالیت در زمینه‌ی معماری به روزنامه‌ی دموکراتیک «فرانکفورتر زایتونگ» رفت و مقاله‌های مفصلی در زمینه‌های سیاست و فرهنگ نگاشت. در همین دوران با «والتر بنیامین»، «تئودور آدورنو» و«ارنست بلوخ» آشنا شد و گرایشات مارکسیستی یافت. با ظهور نازیسم، او مجبور به ترک موطنش شد و پس از مهاجرت به آمریکا، دو کتاب مشهور خود «از کالیگاری تا هیتلر»(1947) و «نظریه فیلم»(1960)  را به چاپ رساند.

نوشته‌ی پیش رو طرح  بسیار موجزی است از ایده‌های مهم او در کتاب «نظریه فیلم» که جایگاهی اساسی در  شرح و بسط نظریات رئالیستی سینما در قرن بیستم دارد.

بسیاری از نظریه پردازان در آثار خود از سینما به عنوان نوعی زبان نام بردند شاید معروف ترین آنها کریستین میتز باشد که با بازنگری بر آثار ژان میتری و بر پایه تحقیقات فردینان سوسور زبان شناس سویسی نظریه خود را با عنوان زنجیره همنشینی در سینما بنیان نهاد متز سینما را نوعی زبان که فاقد نظام زبان است میدانست او ویژگی های زبان سینما را در سطحی فراتر از تصویر و در سطح فصل ( سکانس ) و روایت جستجو میکرد او منتاژ را عامل پیدایش فصل و روایت را نتیجه نهایی آن میدانست .
نمادگرائی , نظام نشانه ها , تشبیه و استعاره مضمون بسیاری از مباحث بود اینکه آیا این صنعات رایج ادبی قابل به کارگیری در سینما هستند یا نه در اینجا من به صورت ضمنی توضیحی در مورد این مفاهیم میدهم و بعد به بحث اصلی میپردازم.

احتمالا در نگاه نخست نوشتن تحلیلی بر یک بلاک باستر اکشن تابستانی یاوه گویی (1) به نظر برسد؛ چگونه می توان بر «سریع و خشن» یا «یک بار مصرف ها» نوشت؟! ولی شواهد فرمی (2) «مکس دیوانه» به کارگردانی جرج میلر(George Miller) ، دلالت بر آن دارد که ببینده این فیلم به غیر از ترشح یک لیتر آدرنالین (3)، معنایی بَلیغ نیز ادراک می کند.