دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر کوتاه» ثبت شده است

 حاکم شهر
دید و گفت و زدند
دختر را.
اما آن پسر
آیا

باکره است...؟؟!


بهنام نجم الدین


داغ دل
نه ابرو ، کمر خم میکند.
تو اما
عاشقانه های دلت را
ببر بازار خدا،
بهای شعرهایت
سایه ای که آفتابی ات کند


بهنام نجم الدین

هرچه را که از قبل به آن اعتقاد داشته باشید ،
واقعیت زندگیتان می شود....
همه چیز از یک هیچ شروع شد !!
و سالهاست
همه در سفر از هیچ به هیچ .
ساعتی را در زود پز انداخته ام
تا شاید لحظه ای از هیچ را نشان دهد !
زمان در مکان هیچ است و مکان در زمان هیچ .
و ما در این هیچستان به چیستان نشسته ایم!

بهنام نجم الدین