یادداشتی در باب رادیکال آوانگاردیسم و مسالهی تکنیک سینمایی
اگر
از عناصر زیبایی شناسی سینما، سه عنصر اساسی را که مختص به سینماست جدا کنیم، این سه
عنصر بدون شک شامل تدوین، حرکت دوربین و قاب بندی میشود. در مرحله بعد اِلمانهای
نیمهسینمایی را داریم که خود شامل طراحی صحنه (مشترک با تئاتر، پیتر وولن در نظریاتش
در باب نظریهی مولف، یکی از اصول اساسی این دیدگاه را مسالهی صحنهآرایی مولف می
داند)، نوع روایت (مشترک با ادبیات) و بازیگری(مشترک با تئاتر) است
منظور من در این یادداشت از تکنیک و تکنیکگرایی بدون شک چیزی غیر از فرمالیسم، ساختار و محتواست. منظور استفاده از ابزار تکنیکی سینماست.
آرای نظریهپرداز آلمانی دربارهی سینما
زیگفریدکراکائر، روزنامهنگار، جامعهشناس، منتقد فرهنگ و نظریهپرداز تاریخ و هنر، سال1889در یک خانواده یهودی در فرانکفورت آلمان به دنیا آمد. تحصیلات خود را از سال 1907 در رشته معماری آغاز کرد و سال 1914 با درجه دکترای معماری فارغالتحصیل شد.او بعد از چندین سال فعالیت در زمینهی معماری به روزنامهی دموکراتیک «فرانکفورتر زایتونگ» رفت و مقالههای مفصلی در زمینههای سیاست و فرهنگ نگاشت. در همین دوران با «والتر بنیامین»، «تئودور آدورنو» و«ارنست بلوخ» آشنا شد و گرایشات مارکسیستی یافت. با ظهور نازیسم، او مجبور به ترک موطنش شد و پس از مهاجرت به آمریکا، دو کتاب مشهور خود «از کالیگاری تا هیتلر»(1947) و «نظریه فیلم»(1960) را به چاپ رساند.
نوشتهی پیش رو طرح بسیار موجزی است از ایدههای مهم او در کتاب «نظریه فیلم» که جایگاهی اساسی در شرح و بسط نظریات رئالیستی سینما در قرن بیستم دارد.