دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

بعضی از مطالب از من نمی باشدو چون تعداد پست ها زیاد می باشد پس به مرور نام نویسنده اصلی هر مطلب را درج خواهم نمود.

طبقه بندی موضوعی

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «Behnam najmoddin» ثبت شده است

مطلب با گذار به دوره بعدی زندگی مرحوم هدایت پی گرفته می شودعنوان مطلب «  آثار دوره جوانی » است : (( هدایت نوشتن را از همان مدرسه آغاز کرد و در آن زمان دو جزوه منتشر کرد ، " رباعیات خیام " و " انسان و حیوان " که هر دو شناختی از تصورات و حالات آن هنگام او به دست می دهد که چشم پوشی از آن ممکن نیست و منبعی ارزشمند برای فهمیدن زندگی و کارهای بعدی اوست .)) در مورد فعالیت مرحوم هدایت در مدرسه می توان به طور مثال به انتشار روزنامه دیواری « ندای اموات » در مدرسه ی دارالفنون اشاره کرد .دکتر کاتوزیان در ادامه به تحلیل دو جزوه ی " رباعیات خیام " و " انسان و حیوان " می پردازند :(( او رباعیات خیام را در سال ۱۳۰۲ و در هجده سالگی منتشر ساخت .مقدمه ی این اثر نشان رشد فکری و روانی اوست و آگاهی گسترده اشاز منابع فارسی و عربی ، همچنین آشنایی او با منابع و افکار فرنگیرا ( شاید تا حدی عمدا ) به نمایش می گذارد . این اثر از جمیع جهات اثری چشمگیر است ، زیرا یک محقق با تجربه آن عصر هم نمی توانست شرح بهتری از زندگی و افکار خیام در  همین مقیاس ارائه دهد . راستی هم ، به لحاظ روش شناسی محکم تر و به لحاظ تحلیلی منزه تر از بسیاری از کارهای تحقیقی عاصر اوست . به راحتی می توان دریافت که آنچه از حقیقت در آن است نو نیست و آنچه نو در آن است عمدتا   حقیقت ندارد . با این وصف ، آنچه نو و عمدتا دور از حقیقت است در ارتباط با شکل گیری دید هدایت از زندگی و مرگ فوق العاده راهگشا ست . ))

دربارۀ فردوسی بیشتر از همۀ شاعران گذشته ایران سخن رفته است‌، اما بیشتر و یا حتی همۀ پردازندگان به فردوسی حکایتی را که نظامی عروضی دربارۀ فردوسی آورده است کم و بیش پایۀ حدس و گمان‌های خود کرده‌اند و تقریباً همه دست کم بخشی از داستان نظامی را در چهار مقاله پذیرفته‌اند (١). 

شاید هیچ نوشتۀ دیگری را نتوان یافت که به اندازۀ داستان نظامی به آن تکیه شده باشد. واقعاً اعتماد زیادی که به این آبشخور سطحی و کدر شده است حیرت‌انگیز است‌. بنا بر این ناگزیریم یک بار دیگر و با همدیگر این داستان را بی‌کم و کاست بخوانیم‌:
به ضیافت ماهی می رود
درون حوض پر از شراب
و چه زیباست
عشق بازی ماه و ماهی

بهنام نجم الدین