دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

بسیاری از نظریه پردازان در آثار خود از سینما به عنوان نوعی زبان نام بردند شاید معروف ترین آنها کریستین میتز باشد که با بازنگری بر آثار ژان میتری و بر پایه تحقیقات فردینان سوسور زبان شناس سویسی نظریه خود را با عنوان زنجیره همنشینی در سینما بنیان نهاد متز سینما را نوعی زبان که فاقد نظام زبان است میدانست او ویژگی های زبان سینما را در سطحی فراتر از تصویر و در سطح فصل ( سکانس ) و روایت جستجو میکرد او منتاژ را عامل پیدایش فصل و روایت را نتیجه نهایی آن میدانست .
نمادگرائی , نظام نشانه ها , تشبیه و استعاره مضمون بسیاری از مباحث بود اینکه آیا این صنعات رایج ادبی قابل به کارگیری در سینما هستند یا نه در اینجا من به صورت ضمنی توضیحی در مورد این مفاهیم میدهم و بعد به بحث اصلی میپردازم.

احتمالا در نگاه نخست نوشتن تحلیلی بر یک بلاک باستر اکشن تابستانی یاوه گویی (1) به نظر برسد؛ چگونه می توان بر «سریع و خشن» یا «یک بار مصرف ها» نوشت؟! ولی شواهد فرمی (2) «مکس دیوانه» به کارگردانی جرج میلر(George Miller) ، دلالت بر آن دارد که ببینده این فیلم به غیر از ترشح یک لیتر آدرنالین (3)، معنایی بَلیغ نیز ادراک می کند.

«به همان نسبتى که بورژوازى یعنى سرمایه رشد می پذیرد، پرولتاریا یعنى طبقه کارگر معاصر نیز رشد می یابد. اینان تنها زمانى می توانند زندگى کنند که کارى بدست آورند و فقط هنگامى میتوانند کارى بدست آورند که کارشان بر سرمایه بیافزاید.این کارگران که مجبورند فرد فرد خود را بفروش رسانند، کالایى هستند مانند هر کالاى دیگر و به همین جهت نیز دستخوش کلیه حوادث رقابت و نوسانات بازارند»

نمیدانم به کدامین گناه آغشته گشته ایم
که رقص چنین میانه غم را گرفتار آمده ا یم ؟؟؟
من فکر می کنم ، هیچ چیزی دردناکتر از اسارت در چنگال هیولای زمان نباشد . هیولایی که همگان را ، از نوجوان تا پیر ، غرق باتلاق خود نموده است . هیولایی که آراسته ترین ظواهر را دارد و محبوبان و عاشقان بسیاری را مُرید خود کرده است ، هیولایی که تنها کافیست نامش را ببریم تا زنجره ها از شامگاهان تا سپیده دمان ، مویه کنان آواز غمگساری سر دهند .براستی این چه موجود پلیدیست که با ظاهر فریبندش ،مردمان زمین را درگیر وجودیت خویش کرده است ؟ هیولایی که باطن درنده ای دارد اما هیچکس را مقبولیت این حقیقت نیست ...