دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

دریچه‌ای به هنر و اندیشه

سینما ، فلسفه ، ادبیات ، تاتر

بعضی از مطالب از من نمی باشدو چون تعداد پست ها زیاد می باشد پس به مرور نام نویسنده اصلی هر مطلب را درج خواهم نمود.

طبقه بندی موضوعی

۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «behnam najmodin» ثبت شده است

در این مقاله، پس از آوردن دلیل نگارش در مقدّمه، به بحث تعاملات فلسفه و سینما پرداخته شده است؛ بحثى که مورد غفلت بسیار قرار گرفته است. پس از آن، گزارشى از فیلم فلسفى و پرفروش «ماتریکس» آمده و سپس به تحلیل و بررسى این فیلم پرداخته شده است.

احتمالا در نگاه نخست نوشتن تحلیلی بر یک بلاک باستر اکشن تابستانی یاوه گویی (1) به نظر برسد؛ چگونه می توان بر «سریع و خشن» یا «یک بار مصرف ها» نوشت؟! ولی شواهد فرمی (2) «مکس دیوانه» به کارگردانی جرج میلر(George Miller) ، دلالت بر آن دارد که ببینده این فیلم به غیر از ترشح یک لیتر آدرنالین (3)، معنایی بَلیغ نیز ادراک می کند.

درست چند ماه بعد از روزهای پرتلاطم سال ۱۳۸۸ و اعتراض‌های گسترده در ایران، حبیب محبیان خواننده محبوب چند نسل گفت که می‌خواهد از آمریکا به کشور خودش ایران برگردد، آن هم بعد از سال‌ها دوری از کشور به دلیل ممنوعیت کاری.

این خبر بین دوستداران حبیب و منتقدانش به خصوص در شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک ولوله‌ای بر پا کرد. خیلی‌ها در آن روزها به این تصمیم حبیب معترض بودند و خیلی‌ها هم این کار حبیب را یک تصمیم شخصی و حقی کاملاً آزادانه دانستند که هر کسی و هر هنرمندی می‌تواند در زندگی خودش داشته باشد.

1.  یک مرثیه‌ی فرمالیستی

ساختار و بدنه‌ی آثار دارن آرنوفسکی به صورت نامعمولی تشکیل شده است از تناقضات، تفاوت‌ها و به هم پیوستگی‌ها و ارتباطات. برای او چنین ترکیبی در همه جایی ممکن است: یک آپارتمان کوچک، محله‌ای در نیویورک، فضای ماورائی، رینگ کشتی‌کج و صحنه‌ی باله. دلیل این هم البته تا جایی که من توانایی گفتن‌اش را دارم برمی‌گردد به تخیل بصری تمام و کمالی که آرونوفسکی با دستاویز قرار دادنِ آن به دنبال هر چه بیشتر دیدن، تصور کردن و صنایع بدیع ساختن است. هدفی که اگر در نهایت نیز بدان‌ها دست نیابد-مشخصاً در مورد تصورات‌اش-سعی می‌کند که آن‌ها را خود خلق خواهد کند. این تصور بصری البته بیش از هر چیزی سینمای آرونوفسکی را در جهت نقد فرهنگ هنوز پیوریتن حاکم یاری می‌نماید. در اینجا البته مراد از فرهنگ پیوریتن فرهنگی است که به نمودها بدبین است، یا به عبارت دیگر آن‌ها را چونان تمثیلی در نظر می‌گیرد که اساساً به واقعیتی برتر اشاره می‌کنند. درسی که سینمای آرونوفسکی در اینجا به ما می‌دهد ابتدا از همه دعوت به اعتماد کردن به همین نمودها است. در واقع حساسیت او در فیلم‌هایش حساسیتی است شرک‌آمیز؛ هر آنچه که خود را بر تو ظاهر می‌نماید شاید که خدایی باشد. یعنی مضمونی که در قوی سیاه به شکلی ادبی بیان شده است. یعنی از آنجا که خدایان، خود را بر ما ظاهر می‌سازند، پس از این رو نمی‌توان تمایزی میان واقعیتِ آن‌ها و ما تشخیص داد. و البته آرونوفسکی این مضمون را در متعالی‌ترین شکل‌اش فیلم می‌کند.